نمی دونم حالم خوبه یا بد....
دچار یه جور بی تفاوتی شدم.میثم داره می رم از کنارم.
دارم واسه همیشه از دستش میدم.
نمی دونم باید چی کار کنم؟دارم از غصه میمیرم اما صدام درنمیاد....
اگه میثم نباشه....زندگی من چی میشه؟من....من....مگه اصلا زنده می مونم؟
امروز رفتم خونه ی میثم اینا.تو بغلش بودمو و حرف از رفتن می زد.
می گفت که باید تمومش کنیم.باشه میثمم.باشه...
مثل همیشه من تسلیمم.مثل همیشه هر کاری که می خوای بکن.
انقدر حرفام زیاده اما نمی تونم بنویسم....
اصلا نمی دونم کدومشو باید بنویسم....چی شد که میثمم اینجوری شد؟
خدایا بهم صبر میدی؟خدایا بهم طاقت میدی؟
امروزم تو بغل میثم خوابیدمو اون بازمم حرف از رفتن زد.این یعنی اوج تحقیر من....
تو دلم داشتم خون گریه می کردم....
آخه لعنتی تو نمی فهمی من تو بغلت خوابیدمو تو حرف از تموم شدن رابطمون می زنی؟
آخه من چی به تو بگم؟خودت بگو....چی بگم میثم؟
داغونم اما هیچ کس نمی فهمه...کاشکی هیچ کس هیچ وقت جای من نباشه.....
دارن همه ی دنیامو ازم می گیرن و من بدبخت هیچ کاری نمی تونم بکنم....
میثم چرا داری با من اینکارو می کنی؟
تو که می دونی من بدون تو هیچی نیستم....تو که می دونی من بدون تو میمیرم....
همه ی دنیا اذیتم کردن و من صدام در نیومد تو که خودت دنیای من بودی آخه.....
میثم دلم خیلی پره.کاش بهت وابسته نمی شدم....
حالا حتی قدرت ندارم بهت بگم بمون.میثمم....تورو خدا ترکن نکن....
میگی از هماغوشی با من خسته شدی؟می گی دیگه هیچ لذتی نمی بری؟
باشه باشه هرچی که تو می گی.....
برو با هرکسی که دلت می خواد.برو با هما....برو با آیدا....برو با هنگامه....برو با لیلا.....
اما بذار منم یه گوشه ی زندگیت بمونم میثم.
من طاقت ندارم که تورو از دست بدم.به خدا روح کم داغون تر از اون چیزیه که تو فکر میکینی.
میثم دارم از غصه میمیرم اما حتی نمی تونم گریه کنم....می فهمی؟
می فهمی چه عذابیه که آدم غم داشته باشه و نتونه گریه کنه؟
میثم اگه تو تو زندگیم نباشی انگار که دیگه هیچی ندارم.
داری میری؟باشه برو...خدا به همراهت....برو نفرینت نمی کنم....
ایشالا که با هر کی که هستی خوشبخت بشی...
ایشالا که یکی باشه قد من دوستت داشته باشه.....
به خدا نفرینت نمی کنم میثم.اما اینو بدون نگاه منتظرم تا همیشه دنبالته.....
اما اینو بدون که چشمای خیسم همیشه به راهته تا بیای.
من دیگه بعد تو یه دختر عادی نیستم که برم با کس دیگه ای.قلب من پیش توئه....
برو.به خودم امیدواری میدم شاید برگردی....
دیگه بعد تو من کاری ندام که بکنم.فقط درسمو می خونم....درسمو می خونم....
آره انقدر سرمو با درس خوندن گرم می کنم تا همه ی روزای با هم بودنمونو فراموش کنم.
میثم اما بدون با من بد کردی....من عاشقت بودم تو نفهمیدی....
تو فکر کردی من تورو واسه س.ک.س می خوام اما نه اینجوری نبود.....
من جسمم با تو ارضا نمی شد.تو همیشه روح منو ارضا می کردی .میفهمی؟
دیگه مهم نیست برام.بفهمی یا نفهمی.....درک کنی یا نکنی....
میثم میسپرمت به خدا.اون مواظبته می دونم.
اگه یه روزی برگشتی پیشم بدون که من همون شیوای پاک خودتم.
خراب نمیشم.هرزه نمیشم.عوضی نمیشم.اشغال نمیشم.خیابونی نمیشم.
بهت قول میدم میثم....
اینو بدون که با همه ی وجودم هنوز دوستت دارم.
هنوز تنم بوی تن تورو می ده.اما تو که نمی فهمی....
می فهمی دارم زجر می کشم؟می فهمی دارم دیوونه می شم؟
میثم می گی بعد یکسال میای سراغم؟اون وقت دیگه نمی خوام بیای....
بیای که داغ دل بیچاره منو تازه کنی....
من داشتم زندگی می ردم تو با اومدنت همه ی دنیامو گرفتی ازم.....
حالا که هیچی برام نمونده می گی می خوای بری؟
میثم خودتم می دونی که با دل من بازی کردی....
اما اشکال نداره.تقصیر خودم بود.تو می گفتی که من نباید بهت وابسته بشم.....
تقصیر خودم بود می دونم.به خدا می دونم....
من فکر می کردم تو داری باهام شوخی می کنی....
من فکر می کردم یه روزی انقدر عاشقم میشی که دیگه نمی تونی ولم کنی اما....
اما انگار اشتباه می کردم.خودمو خیلی دست بالا گرفته بودم.
آخه مگه من چی دارم که تو عاشقم بشی....جز یه احساس؟
احساسمم که همشو خرج تو کردم.دیگه حتی احساسی واسم نمونده.....
دیگه هیچی واسم نمونده....نه احساس...نه هیچ چیز دیگه.آره راس میگی اینجا تهه خطه..
میثم با این که هنوز نمی دونم چه تصمیمی می خوای بگیری در موردم....
اما باشه.هرچی تو بگی قبول.هرچی تو بخوای.....
اگه بگی برو میرم.اگه بگی بگی بمون می مونم.اگه بگی بمیر میمیرم....
مثل همیشه تسلیم تسلیم هرچی تو بخوای میثمم.
من نمیخوام حتی یکم ناراحتت کنم.فقط تو راحت باش ناراحتی من به درک.
میثم اما بهم قول بده که خوشبخت میشی....فقط همین.
خیلی باهات حرف دارم.
این روزا که نیستی وقت دارم که همه ی حرفامو برات بنویسم....
خسته ام.از همه چیز خسته.حتی از عاشق بودنم خسته ام.
تمام احساسمو تو این رابطه گذاشتم حالا دیگه هیچی برام نمونده.....
اصلا از من دیگه هیچی نمونده.خوب نگام کن....ببین قیافمو.....
میثم داغونم می فهمی؟نه نمی فهمی.
تو فکر می کنی که بودن و نبودنت واسه من فرقی نداره؟
میثم اشتباه می کنی.همیشه راجع به من اشتباه کردی.
باشه اگه تو می خوای میرم.دیگه هم مزاحمت نمیشم.اما بدون که با دل من بد کردی میثم..
حق من این نبود....به خدا حقم این نبود.
اما نه آه می کشم نه نفرینت می کنم....
فقط می گم خدا به همرات مهربون ترینم.الهی که خوشبخت بشی.
وقتی خوشبخت شدی تورو خدا یاد من کن.یاد منی که یه روزی عاشقت بودم....
